نگاهی اجمالی به اوزان شعر فارسی
نگاهی اجمالی به اوزان شعر فارسی
هجاهای عروضی
هجا های عروضی بلند:
۱- صامت + مصوت کوتاه + صامت (در- شن - بن) CVC
۲- صامت + مصوت بلند (با - بو - بی ) CV
هجای عروضی کوتاه:
صامت + مصوت کوتاه (نه - که - چو) CV
علايم هجا ها در املای عروضی:
هجا های عروضی بلند: _
هجا ی عروضی کوتاه: U
تقطيع عروضی:
ت وا نا |ب ود هر |که دا نا|ب ود
u| - - u|- - u|- - u -
فعولن فعولن فعولن فعل
وزن اشعار سنتی
وزن تقارب:
وزن شاهنامه: متقارب مثمن محذوف
فعولن فعولن فعولن فعل ( فعولن = u - - )
به نام خداوند جان و خرد
کزين برتر انديشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
ب نا م|خ دا ون|د جا ن | خ رد
u | - - u| - - u |- - u -
فعولن فعولن فعولن فعل
ک زين بر|ت رن دي| ش بر نگ|ذ رد
u | - - u | - - u| - - u -
فعولن فعولن فعولن فعل
خ دا ون|د نا م| خ دا ون| د جا
u | - - u | - - u| - - u -
فعولن فعولن فعولن فعل
خ دا ون|د رو زی|د ه ره| ن ما
u | - - u| - - u| - - u -
فعولن فعولن فعولن فعل
وزن هزج:
وزن غزلی از حافظ: هزج مثمن سالم
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
(مفاعيلن = u - - - )
الا يا ايها الســـاقی ادر کاســا و ناولها
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
ا لا يا اي| ی هس سا قي|ا در کا ســن|و نا ول ها
u| - - - u| - - - u | - - - u - - -
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
ک عش قا سان|ن مو دو ول|و لی اف تا|د مش کل ها
u|- - - u| - - - u | - - - u - - -
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
ش ب تا ري|ک بی م مو |ج گر دا بي|چ نین ها یل
u | - - - u | - - - u | - - - u - - -
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
ک جا دا نن|د حا ل ما|س بک با را|ن سا حل ها
u | - - - u | - - - u| - - - u - - -
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
وزن رمل:
وزن غزلی از سعدی: رمل مثمن محذوف
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست
یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدست
آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار
باز میبینم که در عالم پدیدار آمدست
عود میسوزند یا گل میدمد در بوستان
دوستان یا کاروان مشک تاتار آمدست
تا مرا با نقش رویش آشنایی اوفتاد
هر چه میبینم به چشمم نقش دیوار آمدست
ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار
گر به جانی میدهد اینک خریدار آمدست
من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند
خاصه این ساعت که گفتی گل به بازار آمدست
گر تو انکار نظر در آفرینش میکنی
من همیگویم که چشم از بهر این کار آمدست
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را
مردهای بینی که در دنیا دگربار آمدست
آن چه بر من میرود دربندت ای آرام جان
با کسی گویم که در بندی گرفتار آمدست
نی که مینالد همی در مجلس آزادگان
زان همینالد که بر وی زخم بسیار آمدست
سعدیا گر همتی داری منال از جور یار
تا جهان بودست جور یار بر یار آمدست
این تو یی یا| سر و بس تا | نی به رف تا|رآ م دس
- u -| - - u - | - - u - | - - u -
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
یا م لک در|صو ر ت مر|دم به گف تا|رآ م دس
- u -| - - u - | - - u -| - - u -
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
وزن اشعار نيمايی
وزن تقارب نيمايی :
کسی نيست
فعولن
بيا زندگی را بدزديم
فعولن فعولن فعولن
ميان دو ديدار قسمت کنيم
فعولن فعولن فعولن فعل
وزن هزج نيمايی:
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گريبانست
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
کسی سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
نگه جز پيش پا را ديد نتواند
مفاعيلن مفاعيلن مفاعيلن
که ره تاريک و لغزانست
مفاعيلن مفاعيلن
وزن رمل نيمايی:
بوي باران بوي سبزه بوي خاك
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
آسمان آبي و ابر سپيد
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
برگهاي سبز بيد
فاعلاتن فاعلن
عطر نرگس رقص باد
فاعلاتن فاعلن
نغمه شوق پرستو هاي شاد
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
خلوت گرم كبوترهاي مست
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
نرم نرمك مي رسد اينك بهار
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
خوش به حال روزگار
فاعلاتن فاعلن
این وبلاگ در ابتدا برای توضیح و تکمیل مطالبی بود که پیرامون ادبیات فارسی در گپ سرای پالتاک سالها پیش گفتگو می شد. بنا براین مطالب نوشتاری در این وبلاگ بدون در نظر گرفتن توضیحات گفتاری کامل نیست. هر چند امیدوارم هنوز هم برای علاقمندان به ادبیات فارسی انگیزه ای برای تحقیق و مطالعه در موضوعات مطرح شده باشد.